|
در آخرين روز هاي سال 1388 هجري شمسي، سران مقاومت منطقه ي خاورميانه در سوريه گرد هم آمده و راه و زمينه هاي همكاري با يكديگر را در مسايل منطقه اي و بين المللي مرور كردند. اين اجلاس كه با ميزباني سوريه و شركت رييس جمهور جمهوري اسلامي ايران آقاي دكتر احمدي نژاد، بشار اسد رييس جمهور سوريه، سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان و خالد مشعل رييس دفتر سياسي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) برگزار گرديد، بازتاب فراواني در رسانه هاي گروهي خاورميانه و سراسر جهان داشت.(1)
اين اجلاس از يكسو با تحسين كشورهاي موافق روند مقاومت همچون دولت اسلامگراي تركيه و دولت هاي تسليم شده در برابر روند مقاومت همچون دولت وحدت ملي لبنان مواجه گرديد و از سوي ديگر، وحشت و نگراني دولت هاي استكباري و دست نشاندگان آن ها را در منطقه ي خاورميانه برانگيخت.
اين اجلاس گرچه موجب زنده شدن اميدهاي ملل مستضعف منطقه براي رهايي از چنگال استكبار گرديد و موقعيت مقاومت منطقه را بيش از پيش تثبيت و تقويت كرد، اما موقعيت منطقه ي خاورميانه را در يك نقطه ي عطف قرار داد.
با توجه به بروز ركود اقتصادي بين المللي در سراسر دنيا و متأثر شدن كشورهاي استعمارگر غربي از اين مشكلات اقتصادي،(2) در زمينه هاي سياسي و نظامي نيز اين دولت ها در موضع ضعف قرار گرفته اند و به طور قطع نمي توانند همانند لشكركشي هاي دهه ي اخير به عراق و افغانستان، جنگ پرهزينه را به راه اندازند. از سوي ديگر كشورهاي مستقل و ضد استكباري منطقه ي خاورميانه نيز گرچه از ركود اقتصادي بين المللي ضربه ديده اند، اما مشكلات ناشي از ركود اقتصادي در اين كشورها، به اندازه ي غرب نبوده و اين كشورها به دليل تحريم طولاني مدت از يك سو و دارا بودن منابع غني انرژي و مواد خام از سوي ديگر، بهتر از غرب خود را با مشكلات اقتصادي تطبيق داده اند. چرا كه اين كشورها از سال ها قبل در شرايط تحريم اقتصادي به حيات خود ادامه داده و بالطبع روش هاي مختلف تطبيق با شرايط سخت را آموخته اند.
در اين شرايط غرب از يكسو تحت فشارهاي اقتصادي و ضعف سياسي و نظامي قرار گرفته و از سوي ديگر بيم آن دارد كه گسترش نفوذ مقاومت اسلامي در منطقه ي خاورميانه، دست آنان را از منابع غني منطقه كوتاه نمايد و مشكلات اقتصادي آنان را بيش از پيش تشديد كند.
بنابراين غرب تلاش خواهد كرد تا به هر نحو ممكن، شرايط منطقه را به سود خود تغيير دهد و مانع از سقوط قطعي اقتصادي، سياسي و نظامي خود گردد. اما در اين ميان، كشورهاي غربي همانند 5 يا 10 سال قبل، چنگ و دندان تيز نداشته و توانايي اداره ي يك جنگ و تامين هزينه هاي يك نبرد بزرگ و تمام عيار را در منطقه ي خاور ميانه ندارند. با توجه به اين واقعيت، آن ها تلاش خواهند كرد تا به جاي استفاده از امكانات و نيروهاي خودشان، از امكانات و نيروهاي دست نشانده ي خود در منطقه بهره جويند و با اين كار از يك سو سرمايه هاي كاهش يافته ي كشور خود را حفظ نموده و از سوي ديگر با موج فزاينده ي تنفر افكار عمومي مردم جهان از لشكركشي هاي كشورهاي غربي به خاورميانه مواجه نشوند و بيش از پيش وجهه ي خود را نزد مردم جهان تخريب ننمايند.
در واقع مي توان گفت كه تقويت مقاومت گرچه استكبار را به طور فزاينده اي تضعيف نموده است، اما استكبار تلاش خواهد نمود تا آخرين تلاش هاي خود را براي جلوگيري از مرگ قطعي خود انجام دهد، حتي اگر اين تلاش به جنگي بزرگ و منطقه اي و بازي مرگ و زندگي بيانجامد.
مسئله ي ديگر كه احتمال آغاز درگيري را از سوي غرب يا مهره هاي دست نشانده ي آن در منطقه تقويت مي نمايد، توجه به تقويم ماسوني است. همانگونه كه مي دانيم، فراماسونري جهاني يا همان دجال آخرالزمان، اداره ي بسياري از كشورهاي جهان را در دست گرفته است و تلاش دارد تا حكومت جهاني شيطاني خود را در اورشليم (بيت المقدس) بنا نهد.(3) در تقويم ماسوني، زمان تشكيل اين حكومت در ابتداي قرن 21 ميلادي مي باشد.(4) توجه به تقويم ماسوني زير مي تواند، مسايل مهمي را روشن نمايد:(5)
تقويم ماسوني: بنا بر ادعاي ماسون ها، سال هاي 2001 تا 2155، زمان طلايي آن ها است.
تقويم ماسوني: بنابر دوره هاي مايايي و گريگوري، عصر حاضر يك زمان كليدي براي حكومت جهاني شيطاني ماسوني است.
از سوي ديگر، مطابق تقويم 13 ساله ي ماسون ها، از سال 1776 يعني تأسيس دولت ماسوني آمريكا و قويترين بازوي بين المللي فراماسونري جهاني، برنامه هاي ماسون ها براي تشكيل حكومت شيطاني جهاني، در ادوار 13 ساله برنامه ريزي گرديده است (13 عدد مقدس ماسون ها و يهوديان است). يكي از نقطه هاي عطف اين برنامه، سال 1945 ميلادي بوده است كه با سال 1776 ميلادي (تاسيس آمريكا)، 169 سال فاصله داشته است. (169 = 13 × 13).(6) سال 1945 ميلادي سال پايان جنگ جهاني دوم و آغاز استيلاي دولت هاي ماسوني بر مناسبات بين المللي بوده است. اين سال را شايد بتوان سال استبداد صغير ماسوني ناميد؛ چرا كه در فاصله ي اندكي بعد از آن يعني در سال 1947 ميلادي، دولت نامشروع اسراييل متولد گرديد(7) تا در قلب خاورميانه و در بيت المقدس (اورشليم)، زمينه ي تاسيس استبداد كبير و دولت جهاني ماسوني را در ابتداي قرن 21 به وجود آورد.
از سال 1945، دوره هاي 13 ساله ادامه دارد تا اين كه پنجمين دوره ي آن در سال 2010 خاتمه يافته و دوره ي ششم آن در اين سال آغاز مي گردد (65 = 1945 - 2010) و (65 = 5 × 13). به همين دليل، عده اي از محققين، اين سال را سال تأسيس معبد سليمان و تخريب مسجد الاقصي دانسته اند. گرچه همه ي محققين بر اين نظر تاكيد ندارند، اما آنچه كه مورد اتفاق همه مي باشد، وجود يك نقطه ي عطف در سال 2010 و آغاز دوره ي جديد در اين سال مي باشد.
گرچه بين محققين در زمينه ي سال دقيق تاسيس معبد سليمان اختلاف اندكي وجود دارد، اما همگي متفق القول هستند كه دوره ي حاضر يك دوره ي ويژه براي ماسون ها مي باشد. در واقع دوره ي كنوني از جهات گوناگون، دوره ي طلايي ماسون ها است و مطابق تقويم هاي آنان، حكومت جهاني شيطاني ماسوني بايد در اورشليم تشكيل گردد.
اين برنامه مي رفت تا مطابق زمان پيش بيني شده محقق شود، اما به لطف خدا و با تشكيل حكومت جمهوري اسلامي ايران و سپس حزب الله لبنان، با موانع جدي مواجه گرديد و در سال هاي اخير نيز اين مانع، با پيوستن مقاومت اسلامي فلسطين (حماس)، سوريه و حمايت دولت اسلامگراي تركيه، مستحكم تر شد.
در هر حال، كشورهاي استكباري و ماسوني، از قرن ها قبل براي سال هاي 2001 تا 2020 ميلادي برنامه اي ويژه تدارك ديده بودند و قصد داشتند در اين دوره، تشكيل حكومت جهاني شيطاني خود را جشن بگيرند. اما خداوند مكر آنان را به خودشان برگرداند و با عنايت حضرت حق، كشور جمهوري اسلامي ايران به همراه ساير نيروهاي مقاومت منطقه، مانع تحقق اين مهم شدند. ركود اقتصادي سال هاي اخير نيز مزيد بر علت شده و سنگ بزرگي پيش پاي دجال آخرالزمان براي اجراي نقشه ي شومش گذاشته است. اين مسايل سبب خواهد شد كه به احتمال زياد، فراماسونري جهاني (دجال احتمالي آخرالزمان) براي جلوگيري از ضعف بيشتر، بخواهد به زودي تحرك و فتنه ي بزرگي تدارك ببيند تا به زعم خود قبل از پيچيده تر شدن اوضاع، كار را يكسره نمايد. اين خطري است كه بيش از پيش احساس مي شود ، اما همانگونه كه ذكر گرديد، دولت هاي ماسوني غربي در حال حاضر به دليل ضعف اقتصادي و نگراني از افزايش نفرت افكار عمومي مردم جهان، ضعيف تر از آن هستند كه بخواهند جنگي با وسعت جنگ عراق و يا با وسعتي بزرگتر از آن راه اندازند، بنابراين تلاش خواهند كرد تا قدم هاي اول را در اين زمينه، به كمك ايادي منطقه اي و عمال دست نشانده ي خود در خاورميانه انجام دهند.
البته دولت هاي ماسوني و استعمارگر غرب و شرق، خود به خوبي مي دانند كه نيروهاي مقاومت منطقه، بيش از پيش قوي شده اند و نمي توان به سادگي اين كشور هاي مقاوم را شكست داد. به همين دليل از پا ننشسته اند و در سال هاي اخير به دسيسه گري هاي متعدد پرداخته اند.
يكي از مهمترين اين دسيسه ها، شايعه ي وجود تقلب در سه انتخابات كشورهاي خاورميانه بوده است. در اين توطئه، كشورهاي غربي تلاش نمودند تا انتخابات كشورهاي ايران، افغانستان و عراق را ناسالم نشان دهند.(8) البته به جز ايران كه مدت 31 سال از استقلال آن مي گذرد و داراي حكومتي مستقل، مقتدر و قدرتمند است، دو كشور ديگر يعني عراق و افغانستان، در اشغال دولت هاي ماسوني، انتخابات را برگزار كردند و اين ادعا (ادعاي تقلب در انتخابات) نه قابل دفاع و نه قابل رد مي باشد. حال چه شده است كه در مدت كمتر از 1 سال، شايعه ي وجود تقلب در سه انتخابات مطرح شده است؟ اين امر خود نشان دهنده ي وجود دسيسه اي بزرگ مي باشد كه براي تحقق آن، دولت هاي ماسوني حاضر شده اند تا از كشورهاي تحت اشغال خودشان همچون عراق و افغانستان نيز مايه بگذارند!
هدف از ترويج شايعه ي تقلب در انتخابات كشورهاي خاورميانه را مي توان در چند مسئله خلاصه كرد كه مهمترين آن ها عبارتند از:
1 - بي ثبات كردن منطقه ي خاورميانه: يكي از اهداف مهم غرب از ترويج شايعه ي تقلب در انتخابات ايران، افغانستان و عراق، بي ثبات كردن اين كشورها است. زيرا آمريكا به خوبي مي داند با ايران مقتدر كه بزرگترين دشمن استكبار نيز هست، نمي توان به سادگي مقابله كرد به همين دليل بهترين روش براي مقابله به ايران اسلامي، بي ثبات كردن اين كشور از طريق ترويج شايعه ي تقلب در اتخابات است. عراق نيز كم كم مي رود تا اقتدار سابق خود را باز يابد و اشغالگران را آرام آرام عقب براند. به همين دليل يكي از ترفند هايي كه مي تواند عراق را مجدداً بي ثبات نمايد، مسئله ي تقلب در انتخابات مي باشد؛ حتي اگر در ظاهر، احزاب شيعه از ابطال انتخابات سود بيشتري ببرند!!! افغانستان نيز به عنوان پايگاه مهم و كم خطر آمريكا در منطقه، كماكان بايد بي ثبات بماند تا آمريكايي ها بهانه اي براي ماندن داشته باشند، به همين دليل چه ترفندي بهتر از اين كه انتخابات افغانستان زير سوال رود تا مردم و حاكمان اين كشور كماكان به غرب خود را وابسته كنند! وگرنه كيست كه نداند حامد كرزاي خود مهره ي غربي ها بوده و بدون سابقه ي مبارزاتي جدي در داخل افغانستان، با عنايت آمريكايي ها بر سر كار آمده است.(9)
اما بي ثباتي در عراق و ايران بسيار به نفع آمريكا و متحدان ماسوني اش مي باشد. چرا كه از يكسو بي ثباتي عراق و ادعاي تقلب در انتخابات اين كشور مي تواند بهانه اي به دست دولت هاي ماسوني و دست نشانده هاي آنان در منطقه داده تا آنان با ادعاي تقلب در انتخابات اين كشور و نامشروع بودن دولت آن، به عراق حمله نمايند و مجدداً اين كشور را كه درصدد خروج از سلطه ي استعمارگران است، تحت اشغال درآورند. از سوي ديگر به خيال استعمارگران، شايعه ي تقلب در انتخابات ايران، مي توانست دولت مقتدر اين كشور عزتمند را ضعيف نموده و راه را براي وارد آوردن ضربه ي نهايي از سوي دولت هاي خارجي دشمن ايران در طي يك نبرد سنگين هموار نمايد كه به لطف خداوند متعال توطئه در مورد ايران خنثي شد.
2 - بهانه براي حمله به برخي از اين كشورها: بعد از حمله ي آمريكا به عراق و افغانستان و مشخص شدن دروغ بودن ادعاهاي آمريكا و همپيمانانش، افكار عمومي مردم جهان، چندان پذيراي لشكركشي به ايران، سوريه، لبنان و ... نمي باشد. يكي از اهداف استعمارگران از ترويج شايعه ي تقلب در انتخابات ايران و عراق، دليل تراشي براي حملات آينده ي خود به ايران و متحدانش و تداوم اشغال عراق مي باشد. در واقع با نامشروع جلوه دادن دولت هاي ايران و عراق، تلاش مي نمايند تا تحركات آينده ي خود را بر عليه اين كشورها به نحوي توجيه كرده و حملات آتي خود را در جهت احقاق حقوق!!! مردم اين دو كشور جلوه داده و افكار عمومي مردم دنيا را نيز با خود همراه نمايند.
ذكر يك نكته ي مهم: اين نكته حائز اهميت است كه در مورد سوريه، حماس و حزب الله لبنان، نياز چنداني به ترفند شايعه ي تقلب در انتخابات نبوده است. زيرا به دليل دادگاه ساختگي ترور رفيق حريري و مسايل داخلي لبنان، سوريه و حزب الله در مظان اتهام قرار گرفته و بهانه براي حمله به اين دو كشور از قبل وجود دارد.(10) همچنين حماس از مدت ها قبل از سوي رسانه هاي استكباري به عنوان نهادي تروريستي در قلب سرزمين هاي اشغالي معرفي شده و براي حمله به آن، بهانه ي كافي وجود دارد.
با توجه به مطالب ذكر شده مي توان دريافت كه پشت پرده ي شايعه ي تقلب در 3 انتخابات اخير خاورميانه، بيش از هر چيز، بي ثبات كردن خاورميانه ي كنوني و مساعد كردن منطقه براي تولد خاورميانه ي جديد ماسوني است.
حال كه دريافتيم فراماسونري جهاني احتمالاً به زودي در تدارك يك فتنه ي بزرگ به كمك ايادي و عمال منطقه اي است، اين سوال مطرح مي گردد كه كدام كشورها بهترين كانديد براي برداشتن گام هاي اول در اجراي نقشه هاي فراماسونري در منطقه و به راه انداختن نبردي منطقه اي هستند؟
همانگونه كه مي دانيم، در حال حاضر، سه كشور اردن، مصر و عربستان سعودي، مهمترين همپيمانان كشورهاي استكباري در منطقه ي خاورميانه هستند(11) و همواره نسبت به نيروهاي مقاومت منطقه خيانت نموده اند. در اين بين، مصر و عربستان سعودي به دليل سن بالاي حاكمانشان و نيز بحران جانشيني اين حاكمان در آينده ي نزديك،(12) چندان قابليت تحرك و نقش آفريني ندارند و نمي توانند ريسك به راه انداختن جنگ منطقه اي را به جان بخرند.
در اين ميان، اردن وضعيت متفاوتي دارد. پادشاه اين كشور جوان و مقتدر مي باشد و مدارج بالاي نظامي را در انگلستان سپري كرده است، تا جايي كه درجه ي سرهنگي سواره نظام سلطنتي انگلستان را نيز كسب كرده است!(13) از سوي ديگر، عبدالله دوم پادشاه اردن، به تازگي فرزند جوان خود شاهزاده حسين را نيز به وليعهدي برگزيده است(14) و بحران جانشيني نيز در اين كشور به چشم نمي خورد. البته نژاد دو رگه ي انگليسي - اردني عبدالله دوم و جانشينانش(15) و تربيت غربي وي نيز مي تواند بيش از پيش بر مناسب بودن عبدالله براي اجراي برنامه هاي دولت هاي ماسوني صحه بگذارد.
نكته ي ديگر اينكه به دليل ادعاي خاندان سلطنتي اردن مبني بر هاشمي بودن اين خاندان و انتساب آنان به پيامبر (ص)،(16) در صورت بروز جنگي جديد در خاورميانه، ممكن است بتواند تعداد زيادي از مسلمانان فريب خورده را با خود همراه نمايد. از سوي ديگر، ثبات طولاني مدت اردن و سكوت خبري اردن در سال هاي اخير، بيش از پيش نگران كننده بوده و مي تواند نشان دهنده ي وقوع فعل و انفعالاتي در اين كشور طي سال هاي اخير باشد و چه بسا در سايه ي همين سكوت خبري، ارتش و نيروهاي نظامي اين كشور در حال تجهيز باشد. كما اينكه شواهد نيز حاكي از اين امر مي باشد.
بنابراين به نظر مي رسد كه اگر قرار باشد يك حكومت دست نشانده در منطقه ي خاورميانه جنگي برپا كند، به احتمال زياد دولت اردن بهترين كانديدا خواهد بود. به همين دليل سران مقاومت منطقه ي خاورميانه، به اين كشور توجه ويژه اي داشته باشند؛ چرا كه اردن ممكن است در آينده اي نه چندان دور، آغازگر فتنه هاي بزرگ باشد.
البته شواهدي وجود دارد كه نشان مي دهد پادشاه اردن كم كم از سكوت خبري خارج شده و تلاش دارد تا خود را به عنوان يك مهره ي قدرتمند در معادلات خاورميانه نشان دهد. اين شواهد عبارتند از :
1 - سخنراني اخير پادشاه اردن در اختتاميه ي اجلاس سران كشورهاي عربي:(17) در اين سخنراني، پادشاه اردن، ايده هاي خود را براي بهبود!!! اوضاع كشورهاي عربي منطقه و مسئله ي قدس ارايه نمود. نكته ي درخور اينكه در اظهاراتي نژادپرستانه، وي بيش از هر چيز بر هويت عربي تكيه نمود نه هويت اسلامي! تا با اين كار، دست ايران را به عنوان قدرتمندترين حامي فلسطين اشغالي، از مسايل مربوط به قدس شريف كوتاه كند. اظهارات وي به قدري وقيحانه بود كه در طي آن ها، آمريكا محرم اسرار اعراب شمرده شد، اما حرفي از ساير كشورهاي مسلمان اعم از ايران به زبان نيامد.(18)
متن كامل اظهارات پادشاه اردن را مي توانيد در لينك زير ملاحظه فرماييد: http://apocalypse.ir/post-225.aspx 2 - تلاش در جهت معرفي عبدالله دوم پادشاه اردن به عنوان منجي مسلمانان در آخرالزمان!:(19) در طي سال هاي اخير، تلاش هاي فراواني در كشورهاي عربي براي معرفي عبدالله به عنوان منجي اعراب و مسلمانان در آخرالزمان صورت گرفته و اين پادشاه به عنوان متحد كننده ي اعراب و برقرار كننده ي حكومت بزرگ اسلامي معرفي شده است! در طي اين ادعاهاي بي شرمانه، به اعراب توصيه شده تا صفوي هاي رافضي! يعني ايرانيان فاصله گرفته و ضمن صلح با اروپاييان و آمريكاييها، زير پرچم عبدالله اردن گرد هم آمده و بر عليه يهود و صفوي ها (ايرانيان) بجنگند تا بتوانند حكومت بزرگ اسلامي را تشكيل دهند. برخي از لينك هاي مذكور را مي توانيد در زير ملاحظه فرماييد:(20)
http://www.egyptianoasis.net/forums/showthread.php?t=29562 و http://montada.arahman.net/t19128.html و http://www.sahab-jordan.com/showthread.php?p=145505
همانگونه كه ملاحظه فرموديد، منطقه ي خاورميانه در يك نقطه ي عطف به سر مي برد و بيش از هر زمان ديگري، احتمال بروز جنگي بزرگ در منطقه ي خاورميانه وجود دارد. با توجه به مشكلات اقتصادي كه غرب با آن ها روبرو است، به نظر مي رسد كه فراماسونري جهاني، براي تحقق خاورميانه ي جديد ماسوني، مهره ي تعليم ديده ي اردني خود يعني ملك عبدالله دوم پادشاه اين كشور را مأمور اجراي اين نقشه كرده است.
اخيراً پادشاه اردن، از سكوت خبري خارج شده و تلاش بسياري در جهت ايفاي نقش موثر در معادلات منطقه ي خاورميانه انجام داده است. دخالت در درگيري هاي يمن با اعزام كماندوهاي مجرب و آموزش ديده ي اردني،(21) تأكيد بر وحدت شيعه و سني با محوريت اردن و پس گرفتن ظاهري اصطلاح هلال شيعي كه اولين بار توسط خود وي در سطح بين المللي مطرح شد،(22) و ادعاي پيشگامي در حفاظت از قدس شريف،(23) نمونه هايي از تحركات اخير پادشاه اردن براي ايفاي نقش رهبري در منطقه ي خاورميانه مي باشد.
اما در بررسي جريانات منطقه ي خاورميانه، آنچه از تحليل سياسي اين جريانات اهميت بيشتري دارد، مراجعه به روايات آخرالزماني نقل شده از سوي معصومين (ع) مي باشد كه ديد وسيعتري پيرامون وقايع منطقه و جهان به مسلمانان مي دهد. با مراجعه به روايات آخرالزماني، درمي يابيم كه وضعيت كنوني منطقه ي خاورميانه، بيش از هر زمان ديگري در تاريخ جهان، به اوضاع توصيف شده در روايات پيرامون آخرالزمان شباهت دارد. عجيب تر اينكه عبدالله دوم پادشاه اردن كه اخيراً تلاش هايي در جهت معرفي وي به عنوان منجي آخرالزمان صورت گرفته است، بيش از هر شخصيت ديگر در تاريخ، به سفياني روايات شبيه است! اين مسئله، لزوم توجه ويژه به كشورهاي منطقه و بالاخص اردن را به شيعيان جهان و مسئولان ميهن عزيزمان ايران گوشزد مي نمايد. به لطف خداوند و در چند روز آينده، شباهت پادشاه اردن را با سفياني روايات به صورت مستند بررسي خواهد شد تا خطر پادشاه اردن براي صلح و امنيت منطقه، بيش از پيش مورد بررسي قرار گيرد. اين خطر، به ويژه بعد از رواج شايعه ي تقلب در انتخابات عراق شدت يافته است؛ چرا كه همين شايعه، بهانه ي كافي براي حمله به عراق از سوي اردن را در آينده اي نزديك فراهم مي نمايد.
ان شاء الله در چند روز آينده به بررسي شباهت پادشاه اردن با سفياني روايات خواهيم پرداخت؛ هر چند كه اين تطبيق قطعي نبوده و نبايد منجر به توقيت گردد.
به اميد ظهور منجي موعود، حضرت مهدي صاحب الزمان (عج). خادم الامام (عج) - فروردين 1389 منابع و مآخذ:
1 - http://www2.irna.ir/fa/news/view/line-7/8812108985125917.htm و http://www.qodsna.com/NewsContent-id_23392.aspx
2 - http://alef.ir/content/view/41664/62 و http://www.fararu.com/vdceov8z.jh8nwi9bbj.html و http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100952776706
3 - http://www.alvadossadegh.com/fa/article/38--1/168-1388-06-02-15-47-37.html و http://www.alvadossadegh.com/fa/article/46-zionism-israel-qods/1914-1389-01-06-16-52-37.html
4
|
| Power By: ParsFa.Com | Design By : SampleTheme |